Lilypie Maternity tickersLilypie - Personal pictureLilypie First Birthday tickers Lilypie Second Birthday tickers Lilypie Third Birthday tickers نفس ما *** دخملای ما


نفس ما *** دخملای ما

واکسن 6 ماهگی

مامان قربونت بره عسیسم

امروز دلم ریش ریش شد با اون جیغ هایی که میزدی

آخه دو تا واکسن قبلیتو بابایی پیشت بود و من یکم دورتر می ایستادم

دلشو نداشتم آخه

ولـــــــــــــــی امروز من پیشت بودم و بابایی کنار ایستاد

الهی بگردم خیلی تحملت بالاست به مامانت رفتی

چشمک

خانوم شدی دورت بگردم برگ گلم...یک ماهی میشه که دوست نداری

با مدل های قبلی خوابت کنم

دوست داری بزرامت تو جاتو و خودت بخوابی

مامان عاشقه این کارته...ایقدر این ور و اون ور میکنی تا خوابت بگیره

از 21 فروردین موقع خواب بهت پستونک میدم

جونم برات بگه مامانی ... من از جمله کسایی بودم که مخالف شدید

پستونک بودم..ولی چه کنم دیگه خیلی بد خواب شده بودی و

دل درد هاتم نمیذاشت راحت بخوابی

با اینکه از قبل عید تمام لبنیات و حتی گوشت گاو رو هم برای دلدردت گذاشتم

کنار ولی گاهی سراغت میومد و ناراحتت میکرد

پستونک هم توی این مورد بهت آرامش میداد و الان هم به کمک همین

میتونی خودت راحت بخوابی شکر خدای بزرگ

آفرین دختر گلم

اینم چند تا عکس خوشمل از دخمل ملوسم


شاینا راننده میشود

شاینا در خواب ناز تو ماشین


شاینا در حال چک کردن وبلاگ خودش


شاینا در تشک بازی

شاینا در حال تخت نوردی


 

 

مامان قلبونه اون چشات بره که تا دوربین میبینی زل میزنی توش

الان استامینوفنت رو خوردی خوابیدی

خدایا شکرت که همچین دسته گلی رو به ما دادی

سالم و سلامت نگهش دار

آمیـــــــــــــــــن

نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/۳٠ساعت ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ توسط مامان پرگل نظرات () |

روزت مبارک باباجــــــــــــــون

بابا وحید جونم

بابایی حجت

بابا بزرگ امید

روزتون مبــــــــارک


دوستتون دارم یه دنیا

نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/٢٦ساعت ۱٢:٥٩ ‎ب.ظ توسط مامان پرگل نظرات () |

ما اومدیم دوباره با کلی عکس


سلاممممممممم به روی ماه همگی

دلمون براتون تنگ شده بووود خیلی خیلی

این مدت که نت نداشتیم بیکار ننشستیم و کلی از لحظه های بیاد موندنی

شاینای گلمون عکس انداختیم

ناز و خوردنی شده

غلت میزنه وووووووووی بیا ببین

  آهان مهمتر از همه غذای کمکی خور شده هورااااااا

فرنی و سوپ میخوره دخترم

داره دندون در میاره و البته کلی لج باز هم شده








دیگه ببخشید نتونستن به ترتیب سن بزارمشون

الانم شاینا بغل باباشه و به شدت خواب داره باید برمم

عکس های جدید زیتدن ولی باید وقت بزار

زودی میام

وااای داره جیغ میزنه

خدایا شکرت


نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/٢٥ساعت ٧:٢٥ ‎ب.ظ توسط مامان پرگل نظرات () |

if (document.all||document.layers) window.onload=starteffect