Lilypie Maternity tickersLilypie - Personal pictureLilypie First Birthday tickers Lilypie Second Birthday tickers Lilypie Third Birthday tickers نفس ما *** دخملای ما


نفس ما *** دخملای ما

خدایا هزار بار شکرت


عسلکم امروز 7 ماهت تموم میشه وقدم های کوچیکتو میزاری تو ماه 8 زندگیت

ایشالا 800 ساله شی گلممممم

واااااااااای دخمل مامان چه نازی داره....وقتی گریه میکنی (مثلا) لب پایینی رو

میپیچونی و میگی بووووو بوووووووووو.....یه مدل نازه دیگه

با روروئکتم که رانندگی میکنی اوه چه رانندگی!!! هنوز یاد نگرفتی که باید یک پا

 یک پا بزنی و بری جلو ...جفت پا تند تند پا میزنی و میری ته اتاق میپچسبی و

اونوقت من یا بابا وحید باید شما رو با ماشینت برگردونیم دو باره جفت پا تند تند

میری اون سمت اتاق و بازم روز از نو ....

بعضی وقتا اینقده هول میکنی موقع پا زدن که برسی به سوژه مورد نظر

که سرعتت باعث میشه سوژه اصلی رو رد کنی و سرت برمیگرده عقب

ولی پاهات داره میره جلوووو

قلبونت برم من


اینجا برای اولین بار ناخون پاهاتو لاک زدم کلی ذوق کردی عسلکم

(26 تیر ماه)

وقتی قهقهه میزنی برامون دوست دارم بچلونمت با اون مماخ فندقیت

مامان فدات شه عسلم

از 17 تیر ماه هم یاد گرفتی که منو میبوسی

بهت میگم من ببوسمت...حالا بوسم کن

بعد اونوقته که لیس زدنات شروع میشه مامان فدای اون لبات شه


جدیدا برات صدای حیوانات رو در میارم و شما هم از صدای

سگ و گنجشک و خروس

خیلییییییییی خوشت میاد میزنی زیر خنده

از نشستنتم بگم که یه روز خوب میشینی یه روزم لق لق میزین

ولی درکل هنوز کمرت کامل سفت نشده..ایشالا زوده زود مستقل میشی

امروز هم نوبت دکتر داری برا چک اب ماهیانه به امید خدا

خداروشکر ..ایشالا از شهریور میریم خونه خودمون

مامان جان از خدا میخوام همیشه شاد باشی و سلامت و به همه ی آرزوهات برسی

آمین


نوشته شده در ۱۳٩٠/٤/٢٩ساعت ۱٢:٢٧ ‎ب.ظ توسط مامان پرگل نظرات () |

دختر بزرگ کردی برای چی مامانی؟؟


بابا جون چلا نمیلی بلای مامان جونم خرید کنی هاااااااااان؟؟

مامانی نگلان نباش دخمل بزلگ کردی برا شی؟؟ لیشته خلیدو بده خودم

میلممممممممممم خلییییید

چلا اینجولی نیگام میکنی پش؟؟؟؟؟

زنبیلو بده

اونجولی خوشت نمیاد اینجولی بلم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اصلا بلش کن مامانی بیا دالی موشه

مامانی کجاستت؟؟؟؟؟

دالیییییییییییییییییی

پس چی شد؟؟...میخوای چی کالم کنی مامان جونم؟؟

اوا مامانی.داشتیم؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!

الان بالد بخندم؟؟؟؟؟؟؟

بیاا

بشه دیگه مامان جونم تشنه و گشنه شدم یه چیزی بده بخولم

چخد شصته پامو بخولم آخه

با تشکل از مامان جون

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/٤/٢۳ساعت ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ توسط مامان پرگل نظرات () |

زایمان شیرین ترین سختی دنیا


با 6 ماه تاخیر بلاخره میخوام بنویسم که تو وبلاگت بمونه

چه روز قشنگی بود

خداروشکر

بقیه در ادامه مطلب


:::ادامه مطلب:::
نوشته شده در ۱۳٩٠/٤/۱٥ساعت ٦:٥٦ ‎ب.ظ توسط مامان پرگل نظرات () |

 

 

سلام به روی ماهت عسلم

این عکس رو که عین لیدی های انگلیسی شدی بابا وحیدت ازت گرفته

گیره ی موی من رو سرته...

این روزا صداهای جدید از خودت در میاری

مثل بابابابابا....دادادادا

اینقده بانمک شدی که نمیتونم وصفش کنم

سوپ و فرنیتو هم خیلی خوب میخوری .شکر خدا.. یعنی آخرشم باید با

گریه و داد و هوار

شما رو از ظرف غذا جدا کرد...چند باری هم بابا وحید بهت غذا داد و واویلاااااااااااا

چون یکم آقا وسواسن مدام شما رو با دستمال پاک میکرد غافل از اینکه

شما دوست داری قاشق بعدی بدون معطلی پشت سر قاشق قبلی بیاد

بالا...دیگه تمیز کاری زیاد تو مرامتون نیست قند و عسلم

از توپ قرمزت که مامانی فرح برات خرید خیلی خوشت میاد

مدام داری رو پاهاتو دستات میچرخونیش

 

اینم پا بند ت نازیییییییییییییی

یادت میاد وقتی تو دلم بودی چقدر شما رو با این کفش بنفشت نازت میدادم و

تصورت میکردم...دیدم کم کم داره برات کوچیک میشه

گفتم یه عکس ازش بگیرم برات

.وقتی اینو میپوشم پاهاتو ومیریم بیرون امکان نداره کسی رد بشه و نازت نکنه

از 5 شنبه ی هفته ی قبل دی وی دی های بی بی انیشتین رو برات میزارم

یک ربع صبح و یک ربع شب...خداروشکر میبینی

گاهی تو روروئکت مینشونمت و گاهی هم پشتت یه بالش میزارم که بشینی

گاهی هم تو تشک بازیت میخوابونمتو میبینی

احتمالا برای تعطیلات آخر هفته میریم شمال

قول بده به مامانی دخمل خوبی باشی و مامانی رو اذیت نکنی

ایشالا این بار بتونم ببرمت دریا...آخه همیشه میبردمت جنگل

خب خیلی دوستت دارم مامانی

ایشالا سالم و سرحال بزرگ شی زیر سایه خدا

و به همه ی آرزوهات برسی

آمین

نوشته شده در ۱۳٩٠/٤/٧ساعت ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ توسط مامان پرگل نظرات () |

if (document.all||document.layers) window.onload=starteffect