Lilypie Maternity tickersLilypie - Personal pictureLilypie First Birthday tickers Lilypie Second Birthday tickers Lilypie Third Birthday tickers نفس ما *** دخملای ما


نفس ما *** دخملای ما

سلام به دردونه مامان...عشق مامان...نفس مامان

عزیزم خیلی ماه شلوغی بود برای همین نرسیدم اپ کنم زود به زود..اول اینکه جشن تولد گروهی داشتیم..خیلی بهت خوش گذشت به ما هم همینطور...بعدشم که  من مریض شدم از اون انفولانزاهای وحشتناک...تا 10 روز افتاده بودم و خاله گل آسا مجبور شد بیاد یه دو سه روزی ازت مراقبت کنه تا من سرپا شم..همه این روزا ماسک زدم و ازت دور بودم که نکنه شما بگیری که خدا رو شکر نگرفتی ...بعدشم رفتیم شمال عروسی اقا رحمان پسر عمه بنده ..اونجا هم کلی بهت خوش گذشت و رقصیدی...با مامان فرح و بابایی حجت برگشتیم تهران...چند روزی پیشمون بودن و رفتن...

تموم نشد مامانی ادامه داره

.ماهم شنبه هفته بعدش رفتیم شمال..بابایی برگشت تهران و ما تا اخره هفته اونجا بودیم...بازم تموم نشد...اینبار با خاله گل آسا و مامانی فرح و بابایی حجت و عمو محراب اومدیم تهران...دو روز پیش ما بودن...جمعه هم من مجبور بودم برم نمایشگاه بافتنی فرخ لقا..شما خونه پیش مهمونا بودی قربونت برم...البته ناگفته نماند که یه سوغات هم از شمال اوردی...چرک سینه...قربونت برم که خیلی قوی و محکمی...همونجا بردمت دکتر و چند تا دارو داد که با مکافات بهت میدم...الان یکم بهتری ولی هنوز خوب نشدی..الهی که همیشه سالم و سرحال و سلامت باشی عروسک مامان

و اینکه دندون 17 امت هم تو این ماه کامل دراومد پایین سمت چپ . خداروشکر

گلچین چند تا از عکسهای این ماه رو هم میزارم

 

یه گردش سه نفره لویزان

اینم چند تا عکس از تولد گروهی

 

چقدر تند تند نوشتم..الان خوابی قربونه چشمات برم من

خیلی دوستت داریم مامانی

خدایا شکرت

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱۱/۳٠ساعت ۳:۳٢ ‎ب.ظ توسط مامان پرگل نظرات () |

if (document.all||document.layers) window.onload=starteffect