Lilypie Maternity tickersLilypie - Personal pictureLilypie First Birthday tickers Lilypie Second Birthday tickers Lilypie Third Birthday tickers نفس ما *** دخملای ما


نفس ما *** دخملای ما

 

عزیزه مامان...وروجک خانوم...بلاخره رفتیم شمال و برگشتیم

یه سفر یه هفته ایی....وای که چقدر خوش گذشت...مخصوصا به شما

خانوم خانوما..که هر روز مشغول اب تنی تو حیاط خونه مامانی فرح بودی

همچین به خاله اینا عادت کرده بودی که همش میرفتی پیش خاله گل آسا

یا به قول خودت گوودا میخوابیدی و با خاله گوودا بازی میکردی...بیرون میرفتی

غذا میخوردی...از خواب که بیدار میشدی یا اول خاله گل اسا رو

 

صداش میکردی یا بابایی حجت رو...و هنوز چشات باز نشده و

تعادلت حفظ نشده میدوییدی بیرون اتاق که پیداشون کنی و سریع بری

به کارهای روزمره..اعم از اب تنی ..چیدن البالو از درخت و خوردن همزمان

و کثیف شدن یک دست لباس...البته برای حل این مشکل روزهای بعد

شما رو بدونه لباس روانه حیاط میکردیم


خلاصه اینکه من یه استراحت درست و حسابی به لطف خاله گوودا و بقیه

انجام دادم و الان با انرژی مضاعف آماده خدمت رسانی هستم نازه مامان

مامانی...من و بابایی عاشقتیم.

 دخترکه خوش اخلاق و مهربون و دوست داشتنی و باهوشه من


خدایا شکرت


نوشته شده در ۱۳٩۱/۳/٢٠ساعت ۱۱:٠۸ ‎ق.ظ توسط مامان پرگل نظرات () |

یک جمعه آفتابی در لویزان

دخترکه نازم...عزیزه دلم...چراغ خونه...مامانی خیلی دوست داره

امروز جمعه بود و یه قرار نی نی سایتی تو پارک ارم داشتیم..اینبار با بابا جونا

ولی بخاطر مشکلی که پیش اومده بود نشد که بریم..خیلی حیف شد

خیلی دوست داشتم ببرمت و با بچه ها بازی کنی...

حیوونای باغ وحش رو ببینی...ولی نشد دیگه..ایشالا دفعه بعد حتما میریم

ولی رفتیم برای خودمون ددر..خوش گذشت خداروشکر

قراره برای تعطیلات پیش رومون بریم شمال به امید خدا..آخ جوووووون

احتمالا یکشنبه صبح زود حرکت میکنیم که شما اذیت نشی و راحت بخوابی

دخترکه باهوشم..خیلی بهت افتخار میکنم

من و بابایی عاشقتیم.


 

خدایا شکرت

نوشته شده در ۱۳٩۱/۳/۱٢ساعت ۱٠:٢٥ ‎ب.ظ توسط مامان پرگل نظرات () |

مرواریدهای جدید دخملم قند و عسل

مامانی خیلی وقت بود که دندونای آسیات در حال بیرون اومدن بودن

و دیروز در حین ددر رفتم متوجه شدم که دوتای پایینی اومدن بیرون

دوتای بالایی هم همین روزا میان بیرون به امید خدا

مامان فدات شه که اینقدر خانوم بودی که من اصلا متوجه نشدم

حالا شدی 10 دندونه + 2 تا تو راه

بوووووووووس از لپای نازت

مامان فدای قد و بالات...مامان فدای چشم سیات

مامان فدای نازو ادات...مامان فدای قند لبهات

نوشته شده در ۱۳٩۱/۳/٥ساعت ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ توسط مامان پرگل نظرات () |

if (document.all||document.layers) window.onload=starteffect