Lilypie Maternity tickersLilypie - Personal pictureLilypie First Birthday tickers Lilypie Second Birthday tickers Lilypie Third Birthday tickers اغاز شمارش معکوس...پایان انتظار شیرین - نفس ما *** دخملای ما


نفس ما *** دخملای ما

آغاز شمارش معکوس *** پایان انتظار شیرین

روز مونده دلبرکم

خدایا هزاران بار شکرت

خب مامانی.الان مامانی فرح اینجاست و طبق معمول مشغول تمیزکاری

و گردگیری...قربونش برم...

منم که از جوشام چیزی بهت نگفته بودم

از 5 شنبه پیش جوشای خوشگلی روی تموم بدنم زد که هر روزبیشتر میشد و

خارشش هم عذاب اور تر...تا صبح نمیزاشت بخوابم

شنبه که رفتم دکتر وقتی دید جوشا رو بهم 6 تا بتامتازون داد که 3 تا رو

اون روز 3 تای دیگه رو هم فرداش بزنم...پماد هم داد...الان خیـــلی بهترم

شکر خدای بزرگ..گفت اگه خوب نشدم همین اخر هفته بیا برای سزارین

منم گفتم نه تحمل میکنم...یه سونوی بیوفیزیکال هم نوشت و ما هم بعد از

مطب رفتیم سونوی رسالت و همه چی خوب بود شکر خدا و بابا وحید هم یکم

فیلم گرفت...وزنت 2950 قدت هم 48-49 ضربان قلبت 129

گفت خودش نتیجه رو میبره پیش دکتر

و باهاش حرف میزنه...دکتر هم بهش گفت همه چی خوبه و بچه رسیده است

نگران نباشید...این امپولها هم برای خودش خوبه هم برای رسیدنه

ریه و کبد بچه..قرار شد دوشنبه باهاش تماس بگیرم و نتیجه رو بهش

بگم...کلی حاله جوشام رو پرسید و گفت خب پس شنبه بیا برای عمل!!!

گفتم دکتر من دوشنبه میخوام..خندید و گفت چرا؟

منم گفتم بخاطر تاریخ قشنگش 89.9.29

گفت باشه فقط شنبه بیا پیشم که من توصیه های اخر رو بهت بکنم

بابایی که حتی طاقت نداره یه روز اونورتر بندازمش

میگه دیگه طاقت نداره و میخواد ببینتت

پناه بر خدای بزرگ

برای خودت و ما دعا کن فندق مامانی

نوشته شده در ۱۳۸٩/٩/٢۳ساعت ۱٢:٢٢ ‎ب.ظ توسط مامان پرگل نظرات () |

if (document.all||document.layers) window.onload=starteffect