Lilypie Maternity tickersLilypie - Personal pictureLilypie First Birthday tickers Lilypie Second Birthday tickers Lilypie Third Birthday tickers سفرنامه - نفس ما *** دخملای ما


نفس ما *** دخملای ما

سفرنامه

 

عزیزکم

شاینا عسلم

خیلی دخمل خوبی بودی مامان فدات شه...خیلی به هممون خوش گذشت

خدارو هزار بار شکر تونستم امسال هم با کمک مامان و خاله و مامان بزرگ خودم

و البته خاله های خودت نـــــــــــــــــذری مو بدم

ایشالا خدا توانایی بده بتونم هر سال نذرمو ادا کنم و خدا هم قبول کنه

یادش بخیر پارسال توی دلم بودی فندق مامان

مهمونی و گشت و گذار هم تو برنامه هامون بود

تو خونه عمه ارزو هم که پسر عموها و پسر عمه شما رو ول نمیکردن

جغجغه هاتو میاوردم میپریدن میگرفتن...تو روروئک میذاشتمت

هوس میکردن بیان توی

روروئک بشینن با اون سنشون !!!یکی از جلو میکشیدت یکی از پشت هل میداد

یکی میومد بالای روروئک! یکی جیغ میزد که برید کنار منم بیام بالا.خوب شد

رورئک خودتو نبردم خونه عمه ارزو...گفتم روروئک بچگی های بنیامین

هست.ماله خودتو گذاشتم خونه مامانی فرح بمونه....


روز نذری هم که خونه شلوغ بود و شما هم دلی از عذای تنهایی در اوردی و

کلی با همه بازی کردی و خندیدی

از اونجا که بساط نذری شله زرد و اش هم تو حیاط بپا میشه هر سال... شما

هم با روروئک اومدی حیاط رانندگی شدیدی میکردی...چون همیشه رو فرش

بودی و زور میزدی که رو فرش راه بری و صد البته که موفق هم بودی...همون

زور رو الان تو حیاط میزدی و دیگــــــــــــه بقیه شم معلومه دیگه....رانندگی

خشن و سریع یه پا میزدی و اووووووووووووه تا کل حیاط و طی میکردی و

همه دنبالت بدو که نری تو باغچه .بعدشم که هوس اب تنی به سرت زد...

حالا کجا نه تو حموم نه تو وان

تو قابلـــــــــــــــــــمه

چقدر هم دور از چشم من اش و شله زرد خوردی....

اخرین روز هم رفتیم دریا و شما کلی حال کردی خیلییییییی از دریا خوشت میاد

عزیزمممم...وقتی موج میومد سمت پاهات کلی میپردی بالا و پایین

پاهات تو ماسه ها فرو میرفت و با تعجب نگاه میکردی!!!


دیگه هوا یکم بادی بود نتونستم مایو رو تنت کنم

یادم رفت از یه لباس دیگه که توش جیگر شدی عکس بندازم...ولی زودی این کارو

میکنم و تو پست بعدی میزارم

خلاصه اینکه خیلی خوش گذشت شکر خدا

از شیرین کاریهاتم بگم که موقع غذا خوردن بعد هر لقمه ای سرسری میکنی

یعنی به به چه خوشمزه اس..البته مختص غذا نمیشه هر کی ازت بخواد که

شاینا سرسری کن شما هم سرتو تند تند تکون میدی و میخندی

سرفه های الکی هم همچنان ادامه دارن

یه سرفه میکنی منتظر میمیونی که دورو بریهات بگن جانم...و مجددا یه سرفه

دیگه خیلی بانمک میشی وقتی زور مینزنی واسه سرفه کردن


عزیزم تا یه هفته دیگه باید جمع و جور کنیم و بریم خونه جدید

مامانی فرح و خاله گل آسا هم میان کمکمون

قول بده عین همیشه دخمل خوبی باشی نفسم

خیلی دوست داریم برگ گلم


 

نوشته شده در ۱۳٩٠/٦/۱ساعت ۱۱:٠٧ ‎ق.ظ توسط مامان پرگل نظرات () |

if (document.all||document.layers) window.onload=starteffect