Lilypie Maternity tickersLilypie - Personal pictureLilypie First Birthday tickers Lilypie Second Birthday tickers Lilypie Third Birthday tickers غیبت یک ماهه - نفس ما *** دخملای ما


نفس ما *** دخملای ما

غیبت یک ماهه


عسلک مامان ازت مممنوم خیلــــــــــــی....با وجود همه ی تغییرات و سختی

هایی که توی این مدت برامون پیش اومد که صد البته همشون هم خـــیـــر بودن

شکر خدای بزرگ....شما با من و بابایی کلی همکاری کردی

بهت خیلی سخت گذشت... ببخش گلم مارو

اولین تغییر : یک اثاث کشی وحشتناک که با بدقولی کابینت ساز وحشتناکتر شد


دومین تغییر : عروسی خاله گل آسا و اقامت 10 روزه ی ما در شمال


از چند روز قبل از مجلس هم شبهای درزی خونه ی مامانی فرح بپا بود و

شما هم در میان انبوهی از جمعیت که اولین بار بود شما رو میدیدن و

شروع میکردن به بغل کردن و ناز دادنتون....جیغتون میرفت هوااااا


دو شب جشن اصلی هم خیلی بهتون سخت گذشت ولی چون بابا وحید اومده

بود شما رو میبرد یه جای اروم تر ...یکم بهتر برات گذشت

 

ولی بازم خدارو هزاران بار شاکرم که همه ی اینا به خیر و خوشی گذشت

 

این روزا هم شکر خدای بزرگ داری بزرگ و بامزه تر میشی هر روز

دنده عقب و عین فرفره میره هم سینه خیز هم 4 دست و پا

ولی جریان دارم با شما سر جلو رفتن 4 دست و پایی

یه چیزی رو میخوای بگیری ...عزمتو جزم میکنی و یا علی!!!

با سرعت هر چه تمام تر شروع میکنی به عقب رفتن به جای جلو اومدن

یه ذره وامیستی و لبا رو مچاله میکنی و دوباره تلاش....ولیییییییییی

اخه دختره گلم گریه کردن و جیغ زدن نداره...

خودت داری ازش دور میشی ...من چکار کنم اخه عسیسم

دندونای بالا هم کم کم دارن رو نمایی میکن ... از کاراتون معلومه عسل خانوم

با هم توپ بازی هم میکنیم...میشینی و پاهاتو باز میکنی...براتون توپ رو

میندازیم و شما هم توپ رو با یه دست میگیری میاری رو هوا ...یه دور

میچرخونیش و بعد یهو پرت میکنی سمت ما

بعضی وقتا که زیاد میبوسمتو و میچلونمت .. شما هم یهو قاط میزنی  و

صورت ما رو گاز میگیری و میخندی... چند بار هم تکرار میکنی فدات شم

در مورد خوابتونم بگم که روزا شما رو میزارم تو تختتو خودت بعد کلی ورجه

وورجه کردن میخوابی

ولی شبا میای پیش ما و کلی از سر و کول ما بالا میری و

مو میکشی..دماغ گاز میگری..انگشت تو چش و چال ما میکنی و بلاخره

یادت میاد که وقته خوابه


شنبه بردیمت اتلیه و عکسای خوشگلم ازتون گرفتیم خوشگله

 


سفره شام و ناهارمون که پهن میشه...گاهی وقتا از این حرکتت احساس

میکنم ادم بزرگی..چنان ژست میگیری و میای کنار سفره میشینی و

خانوم میشی و تو هم با ما دست میبری تو بشقابتو میکنی تو دهنت

که خنده ی من و باباتو در میاری خوشگل خانوم

خب خانوم گل ایشالا همیشه سالم و سرحال باشی و از زندگیت لذت ببری

که ما هم از شاد بودنه تو شادیم

خدایا شکرت

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/٧/٩ساعت ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ توسط مامان پرگل نظرات () |

if (document.all||document.layers) window.onload=starteffect