Lilypie Maternity tickersLilypie - Personal pictureLilypie First Birthday tickers Lilypie Second Birthday tickers Lilypie Third Birthday tickers یه سلام اخره تابستونی - نفس ما *** دخملای ما


نفس ما *** دخملای ما

سلام به دخملمم قند و عسلمم

میدونم که به تو هم عین ما تو این مدتی که نرسیدیم آپ کنیم خوش گذشته

چون پر از مهمونی دادن و  مهمونی رفتن و اقامت شمال بوده

الان هم که دارم مینویسم شما خوابی و مهمونامون بعده دو روز

برگشتن شمال..خدا کنه بیدار شدی بهونشونو نگیری..

مامانی فرح و بابایی حجت و خانواده آقای هاشمی از دوستامون مهمونمون

بودن..دو تا گل پسره شیطون هم داشتن..محراب و مهدی...

خلاصه خوش گذشت..

قبل از اون هم ما دوبار رفتیم شمال و برگشتیم..یبار یه هفته موندیم

یه بار هم 3 روز...و تو این مدت شما کاری جز اتیش سوزوندن و

ناز دادن برای خریدارهات...و آب بازی نداشتی...

گذشته از این حرفا خیلی خانوم شدی...رفتار مودبانه ایی داری..عاشقتم

با همه چه بزرگ و چه کوچیک زود میجوشی و دختره اجتماعی هستی

بعد از ترک پستونک هم مشکلی نداشتیم و همه چی روبراه بود

دندونای نیشت هم هر چهارتا با هم دارن میان بیرون و در این بین بالا سمته

چپ موفق تر عمل کرده و تقریبا در اومده

حرف زدنهاتم بسیااااااااااااااااار پیشرفت کرده ..خیلی دوست دارم وقتی برامون

حرف میزنی و چیزایی که دیدی رو تعریف میکنی

این عکسهایی که میزارم ماله سه روز پیشه تو راهه برگشت به تهران

نشون دهنده پیرفتت تو رفتن به رودخونه و گول زدنه مامانو و بابا

اول تو بغل بابایی اردکها رو نگاه میکنی و بهشون غذا میدی

بعد میگی کفشومو بیارین

بعدشم خلاصه با حرف زدن و خندیدن سرمونو گرم میکنی و چند قدم میری جلوتر

اینم مرحله نیمه نهایی و یسره کردن کار

 عکس مرحله نهایی و استخراج شما رو نمیزارم..برای بیماران قلبی خوب نیست

ساسنسورش میکنم و بجاش اینو میزارم که یکم از اون جو خارج شیم

 

دوستت داریم..شیرینی خونه

خدایا شکرت


 

نوشته شده در ۱۳٩۱/٦/٢٦ساعت ٩:٥۳ ‎ق.ظ توسط مامان پرگل نظرات () |

if (document.all||document.layers) window.onload=starteffect